<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>اکثریت خاموش</title>
<link>https://saboorbayat.blogfa.com</link>
<description>وب نوشته های صبور بیات </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 20 Feb 2014 08:30:07 +0430</lastBuildDate>
<item>
<title> اندر باب &quot; غزنی&quot; به عنوان مرکز فرهنگ و تمدن کشورهای اسلامی 2013&quot;</title>
<link>https://saboorbayat.blogfa.com/post/92</link>
<description>تفاوت های فروان میان آنچه هست و آنچه که باید باشد وجود دارد، امروز آمده اند &quot; فرهنگ وتمدن&quot; یک دوره شگوفا و پویا را به دروازه سازی، چهل بازی و این ها خلاصه کرده اند، انگار آگاهی از فرهنگ و تمدن و تاریخ نداشته اند و ندارد، تمدن اسلامی ,تمدنی دینی است که همه مولفه های آن بر محور دین اسلام میگردد.تمدن اسلام اساس نگرش توحیدی ‘تمدنی است ایدئولوژیک با مجموعه ای از ساخته ها و اندوخته ها ی معنوی و مادی جامعه اسلامی که انسان را بسوی کمال معنوی و مادی سوق می دهد.</description>
<pubDate>Thu, 20 Feb 2014 08:30:07 +0430</pubDate>
<dc:creator>saboorbayat</dc:creator>
<guid>saboorbayat.blogfa.com/post/92</guid>
</item>
<item>
<title>در گوشه ی اتاق  هر نیمه شب </title>
<link>https://saboorbayat.blogfa.com/post/91</link>
<description>دلتنگی های صبور بیات &quot; در گوشه اتاق هر نیمه شب&quot; در گوشه ی اتاق هر نیمه شب قلیان و چای نیمه خورده، تنها رفیق نیمه شبهایم هست هرنیمه شب در گوشه اتاق بغض مانند صخره یی و اشک مثال رود حسرت برای وقت های از دست رفته یاد خاطرات چی ساده رد شدم کوچه های شهرمان آسمان سبز داشت حال پاییز، غروب، جمعه و اسارت ترکیب دلتنگی هاست هر نیمه شب در گوشه اتاق لحظه لحظه ی می اندیشم شاید بار خستگی کوچ کند از دوش شاید متولد شوم دوباره روشن شود فردایم شاید مسدود شود کوره راه تنهایی</description>
<pubDate>Sun, 01 Sep 2013 08:18:00 +0430</pubDate>
<dc:creator>saboorbayat</dc:creator>
<guid>saboorbayat.blogfa.com/post/91</guid>
</item>
<item>
<title>دلنوشته های صبور بیات &quot; رفاقت&quot;</title>
<link>https://saboorbayat.blogfa.com/post/90</link>
<description>دلنوشته های صبور بیات &quot; رفاقت&quot; دوستی یکی از مسایل مهم در دوره ی جوانی و نوجوانی است جوانان نیاز به رفاقت دارند برای دوستی اهمیت فراوان قائلند و نسبت به دوستان خود وفادار هستند دوستی های این دوره نسبت به دوره ی کودکی عمیق تر می شود اجتماع جوانان محیطی را به وجود می اورد که در شخصیت هریک از انان اثر می گذارد و نقطه اتکایی برای انها محسوب می شود داشتن دوستان خوب جوانان را از تنهایی نجات می دهد و سبب رشد عاطفی و اجتماعی انان می گردد محروم شدن از این نعمت موجب</description>
<pubDate>Wed, 14 Aug 2013 08:40:00 +0430</pubDate>
<dc:creator>saboorbayat</dc:creator>
<guid>saboorbayat.blogfa.com/post/90</guid>
</item>
<item>
<title>اما هیچ وقت نتوانستم رخ کامل شان ببینم</title>
<link>https://saboorbayat.blogfa.com/post/88</link>
<description>دلنوشته های صبور &quot;بیات&quot; (اما هیچ وقت نتوانستم رخ کامل شان ببینم) از بعضی آدمها می ترسم، همین ترس که هنوز نمی دانم چیست؟ بدون اینکه بخوانم ذهنم را آشفته می کنند، انگار که از اعماق جهنم آمده اند. ترس من از یکعده آدم ها همین است گاهی دلم می خواهد از دید بعضی آدم ها پنهان بمانم آدم های که دایم در زنده گی ام سر می کشند هر از گاهی با صمیمیت داشته هایم می شمارند احساساتم را خط کشی می کنند به چیز هایکه خود ندارند حسادت می کنند، در حالیکه من هم چیزی ندارم.</description>
<pubDate>Mon, 22 Jul 2013 12:10:00 +0430</pubDate>
<dc:creator>saboorbayat</dc:creator>
<guid>saboorbayat.blogfa.com/post/88</guid>
</item>
<item>
<title>من و شعر نو </title>
<link>https://saboorbayat.blogfa.com/post/87</link>
<description>من و شعر سپید&quot;مدرن،نو، آزاد&quot; استعداد شاعری را ندارم هرقدر خواندم و کوشیدم که این توانایی را پیدا تا شعر کلاسیک در قالب غزل و قصید و .... نتواستم تا خوب و درست شعر بسرایم و یا هم همان استعداد الهامی و خدا دادی شعری برایم داده نشده، اما شعر سپید&quot; مدرن&quot; فرصت میدهد تا گوشه از دلتنگی هایم را بگونه به گوش مخاطب برسانم و اندکی روحم آرام گیرد، اما در حقیقت، آنچه رخ می دهد، بوجود آوردن امکان شعر گفتن بر ای همه است در کنار شعرمدرن میخواهم ساده تر بنویسم چون این ساده</description>
<pubDate>Sat, 22 Jun 2013 08:43:19 +0430</pubDate>
<dc:creator>saboorbayat</dc:creator>
<guid>saboorbayat.blogfa.com/post/87</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://saboorbayat.blogfa.com/post/86</link>
<description>گردوستان زخم ات زدند روزی / صبور باش مرحم زخم های بیمار آمده نیست/ زمستان میرود وروی سیاه ذغال را ماند/ گل های سبزو طراوت بهار آمده نیست/ غم مخور بیات رفاه مانده گار آمده نیست/ این چرخ فلک در روزگار آمده نیست/ گوشه ی از دلتنگی های صبور &quot;بیات&quot;</description>
<pubDate>Sat, 22 Jun 2013 08:42:04 +0430</pubDate>
<dc:creator>saboorbayat</dc:creator>
<guid>saboorbayat.blogfa.com/post/86</guid>
</item>
<item>
<title>قهرمان ملی </title>
<link>https://saboorbayat.blogfa.com/post/85</link>
<description>دلنوشته های صبور &quot;بیات &quot; گوشه ی از خاطرات بنیاد شهید مسعود قهرمان ملی! دوستان نه حزبی ام، نه از ولایت پنجشیرو نه هم پیوند قومی با قهرمان ملی دارم، چون ارجگذاری و سپاسگزاری مردان صادق و دلیر سرزمینم را یک مسولیت میدانم بدون شک او را بایست ف راتر از بحث فوق جستجو کرد چون قهرمان ملی است تا قهرمان یک قوم و سمت و مذهب و نژاد خاص، آنچه در نبشته فیسبوکی میخوانید خیلی بی طرفانه صادقانه نتیجه ی بررسی هایم با دوتن از همکاران شهیدم در بنیاد شهید مسعود در غزنی است که</description>
<pubDate>Sat, 22 Jun 2013 08:41:18 +0430</pubDate>
<dc:creator>saboorbayat</dc:creator>
<guid>saboorbayat.blogfa.com/post/85</guid>
</item>
<item>
<title>روز مادر </title>
<link>https://saboorbayat.blogfa.com/post/84</link>
<description>دلنوشته های صبور&quot;بیات&quot; سال های قبل هنگامیکه روز مادر و روز زن فراه میرسید، تدابیر خاص و ویژه ی را در غزنی برای ارجگذاری به مقام بلند مادر روی دست می گرفتیم، با ریاست امور زنان هماهنگی صورت می گرفت و برای تجلیل باشگوه تر با همکارانم دست بکار می شدم، اما امسال متفاوت تر از قبل از این مناسبت تجلیل یک نفره کردم، اما این تجلیل یک نفره با ارزش تر از گذشته هاست. در گذشته ها در مراسم که برگذار می کردیم ب یشتر تشریفاتی و حکومتی بود ، بیشترینه اشتراک گننده گان طبق</description>
<pubDate>Sat, 22 Jun 2013 08:40:01 +0430</pubDate>
<dc:creator>saboorbayat</dc:creator>
<guid>saboorbayat.blogfa.com/post/84</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://saboorbayat.blogfa.com/post/83</link>
<description>از گوشه ی دلتنگی های صبور&quot;بیات&quot; گاه از غصه و غم و گاهی هم از دلتنگی نوشتم/ گاهی هم از فاجعه ی دود و آتش غزنی نوشتم/ نوشتن و سرودن بردلم هیچ اثر نکرد/ گذاشتم قلم و دوات زبانی نوشتم/</description>
<pubDate>Sat, 22 Jun 2013 08:38:52 +0430</pubDate>
<dc:creator>saboorbayat</dc:creator>
<guid>saboorbayat.blogfa.com/post/83</guid>
</item>
<item>
<title>خدا یا</title>
<link>https://saboorbayat.blogfa.com/post/82</link>
<description>از گوشه دلتنگی های صبور بیات خدای دلتنگی های روزانه و بغض های شبانه ام دوباره آمدم، به کوه ها و هوایت تا سرمست و خورشان باز گردم خدایا چه بگویم؟ از کدام گوشه دلتنگی از کجا های فاجعه دود و آتش این سر زمین از تنها ترین آدم هایم، تنهایم .....بی کس؛ خدا یا میدانم تو مرا میخواهی اگر نمی خواستی بنودم هنوز کودکم... هنوز دلم گرفته می سوزم با دل پر از امید رو می آورم مرا در آغوش بگیر صبور بیات کابل</description>
<pubDate>Sat, 22 Jun 2013 08:38:07 +0430</pubDate>
<dc:creator>saboorbayat</dc:creator>
<guid>saboorbayat.blogfa.com/post/82</guid>
</item>
</channel>
</rss>
